تبلیغات
حرف حساب

وبلاگ حرف حساب هک شد!

تاریخ:پنجشنبه 21 مهر 1390-17:15 | نویسنده :حرف حساب حرف حساب



این وبلاگ به دلیل نشر اکاذیب علیه رهبری مقدس جمهوری اسلامی ایران،و پایه های استوار انقلاب اسلامی هک شد.
متأسفانه نویسنده ی این وبلاگ علیرغم آگاهی از اصل ولایت فقیه،نسبت های نادرستی به آیت الله خامنه ای،رهبر معظم انقلاب زده اند و سعی در مغتشش کردن افکار خوانندگان با توهین های خود داشته اند.
جرم دیگر نویسنده ی وبلاگ انتشار مقالاتی با مطالب کذب و متهم کردن اشخاص سرشناس کشور به دست داشتن در فساد مالی میلیاردی گذشته است.از جمله مقاله ی"نعل وارونه" و"نقدی بر رفتار لباس شخصی با خانم فائزه هاشمی"

توجه:گروه هکALMAیک ارتش سایبری مستقل است که بر اساس مفاد اساسنامه ی داخلی خود اقدام به هک می کند و هیچ ارتباطی اعم از کلی یا جزئی با هیچ نهاد دولتی و یا نظامی ندارد.بی شک ارتش سایبری ALMAمنتظر دریافت توضیحات نویسنده ی این وبلاگ برای بازگردانی آن است.
با تشکر




داغ کن - کلوب دات کام

داستان لاک پشت و خرگوش

تاریخ:یکشنبه 10 مهر 1390-14:24 | نویسنده :حرف حساب حرف حساب

داستان قدیمی مسابقه لاک پشت و خرگوش را تقریبا همه شنیده ایم. کسی که این داستان را ساخت بخاطر نتیجه آن بوده است اینکه اگر آهسته بروی بهتر است از اینکه گهی تند و گهی آهسته (خسته) روی.

اگر کمی دقت کنیم می بینیم یکی از مصادیق داستان لاک پشت و خرگوش حرکت دولتهای نهم و دهم می باشد.

این دولت به اذعان برخی بزرگان نظام در 100 سال اخیر بهترین بوده و شتاب حرکتش بسیار عالی بوده. این دولت قصد داشته نظام بوروکراتیک اداری را جمع کند و یا تعدیل کند اما دیدیم که هر چه جلوتر رفتند بر حرکت صحیح دولتهای قبلی در عمل صحه گذاشته اند.

در مقطعی ساعت کار بانکها را تغییر دادند و بعد دیدند کار اشتباهی بوده آن را به حالت سابق بازگرداندند.

و یا تغییر ساعت که هر سال دوبار انجام می شد و سالها ادامه داشت ابتدا متوقف کردند و بعد دیدند اشتباه کردند و ..

سازمان مدیریت و برنامه ریزی را به یکی از معاونت های رئیس جمهوری تبدیل کرده اند اما دیدیم که تقریبا چیزی از برنامه ریزی نمانده و به این استان و آن استان سفر کرده و بدون کارهای کارشناسی کافی طرح هایی را تصویب      می کنند و روز به روز انتظارات را بالاتر می برند و در واقع این معاونت پایگاهی شد برای منویات رئیس جمهور.

ادعاهایی که گوش فلک را کر می کرد که دست غارتگران بیت المال را قطع   می کنیم و وزارت نفت را از چاپیدن ها نجات می دهیم اما دریغ از یک کار اساسی. بلکه کارهای اساسی قبل نیز مانند عسلویه و پارس جنوبی نیز به تحلیل رفتند.

ادغام وزارتخانه ها که خود داستانی تاسف بار بود. عزل وزرا و ادغام وزارتخانه ها بدون محمل قانونی که اولین مخالف آن همین مجلس هشتم بود که بسیاری همین مجلس را هم قبول ندارند.

افزایش سالانه بنزین و سایر حاملهای انرژی را متوقف کردند تا جایی که طرح هدفمند کردن یارانه ها شد یکی از مسائل بزرگ کشور و نتیجه اینکه امروز با بسیاری از کارخانه های تعطیل و نیمه تعطیل مواجه هستیم.

نمی گویم سرعت در کار نبوده . اتفاقا بوده ولی همین سرعت بیش از اندازه باعث شد تا کارهای کارشناسی بخوبی انجام نشود.

آمارها ، رشد اقتصادی، تورم ، اشتغال، امنیت و مفاسد اجتماعی، هر سال بدتر از سال گذشته .

باز به همان داستان قدیمی می رسیم که آهسته و پیوسته خیلی بهتر از تند اما  ....

 





داغ کن - کلوب دات کام

این درسته!

تاریخ:یکشنبه 27 شهریور 1390-08:17 | نویسنده :حرف حساب حرف حساب

آنکه با زندگی می سازد، میبازد.

با زندگی نساز،

                    زندگی را بساز.





داغ کن - کلوب دات کام

نعل وارونه

تاریخ:سه شنبه 22 شهریور 1390-11:45 | نویسنده :حرف حساب حرف حساب

حوصله کنید ارزش خواندن دارد

عباس عبدی

هرچند بیشتر خوانندگان محترم با اصطلاح نعل وارونه آشنا هستند، ولی برای کسانی که آشنا نیستند، یادآوری می‌کنم که در گذشته، در برخی موارد افراد فراری را از طریق شناسایی رد پای فرد یا حیوان آنان پیدا می‌کردند، از این رو کسانی که نمی‌خواستند ردیابی شوند، نعل اسب یا قاطر خود را وارونه می‌زدند تا ردیاب‌ها دچار اشتباه شوند و در جهت خلاف مسیر واقعی فرار، آنان را ردیابی کنند.

امروز هم برخی از اهل سیاست می‌کوشند نعل وارونه بزنند تا کسی متوجه مسیر اصلی حرکت آنان نشود، از جمله می‌توان به رفتار قدرتمندان اصولگرا در جریان اختلاس سه هزار میلیارد! تومانی از بانک صادرات و چند بانک دیگر اشاره کرد. این افراد با متمرکز شدن بر اینکه اختلاس‌کنندگان از جریان سیاسی به قول آنان منحرف یا خاصی هستند، می‌خواهند با یک تیر دو نشان بزنند؛ از یک سو رقیب داخلی جناح خود را حذف کنند و از سوی دیگر توجه مردم را از واقعیت ماجرا منحرف کنند تا کسی نتواند آنان را ردیابی کند و مسوولیت اصلی آنان را در این فساد فاجعه‌آمیز متذکر شود. اگرچه مهم است که چه فرد یا افرادی این فساد بزرگ را مرتکب شده‌اند، ولی این موضوع در برابر اصل وقوع چنین رویدادی بسیار کم‌اهمیت است.

مساله این است که کسی درک درستی از ابعاد کلاهبرداری یا اختلاس واقع‌ شده ندارد. مبلغ سه هزار میلیارد تومان، در زمان وقوع حدودا برابر سه میلیارد دلار بوده است که این رقم بیش از شش در هزار از کل تولید ناخالص داخلی کشور است!! برای روشن شدن ابعاد ماجرا باید گفت که اگر در ایالات متحده، اختلاسی با این ابعاد صورت گیرد، باید حدود ۱۵۰ میلیارد دلار باشد!! که گمان نمی‌رود کل کلاهبرداری‌های آن کشور در طول یک دهه و حتی یک قرن به این رقم برسد.

اجازه دهید مثال دیگری بزنیم تا درک بهتری از واقعیت ماجرا به دست آید. فرض کنید که جسد یک نفر در اطراف شهر پیدا شود و یقین هم حاصل شود که او به دست فرد یا افرادی کشته شده؛ روشن است که در شهری چون تهران وقوع چنین رویدادی در فاصله چند هفته یا چند ماه چندان غیرمنتظره نیست و با شنیدن آن کسی احساس نا‌امنی یا تعجب نخواهد کرد، و بطور عادی پلیس هم در پی شناسایی هویت مقتول و قاتل خواهد بود. ولی اگر هر روز صدها جسد بی‌صاحب در گوشه و کنار خیابان‌های شهر دیده شود، در این صورت دیگر کسی از خانه بیرون نخواهد آمد، در این صورت مساله اصلی این نخواهد بود که چه کسانی مرتکب این قتل‌ها شده‌اند، مساله این است که چرا وضع جامعه به صورتی است که تا این حد از قتل و در روز روشن رخ می‌دهد.

ابعاد اختلاس سه هزار میلیارد تومانی در شعبه یک بانک، معادل آن است که روزانه ده‌ها جسد در یک کوچه فرعی و نه خیابان تهران انداخته شود و این کار مدت‌ها ادامه یابد تا اینکه تعداد کشته‌ها به صد‌ها و هزار‌ان نفر برسد، بعد از آن یکی، دو نفر مدعی شوند که فلان یا همان جریان خاص مرتکب این جنایات شده‌اند، ولی هیچ سخنی از این به میان نیاید که چرا و چگونه این همه قتل تنها در یک کوچه از شهر رخ می‌دهد.

شما که برای دوشیدن پستان قدرت، شعار‌های رنگ و وارنگ دادید که در سر لوحه آن مبارزه با فساد و رانت بود، اکنون یک رقم اختلاس آن با کل اختلاس‌هایی که در تاریخ این کشور از زمان مادها تاکنون انجام شده، یکجا برابری می‌کند، چه پاسخی برای مردم دارید؟

مساله اصلی این نیست که چه کسی آن را انجام داده، مساله مهم‌تر این است که شرایط را به گونه‌یی درآورده‌اید که یک یا چند نفر توانسته‌اند چنین فساد بزرگی را مرتکب شوند. به علاوه آنان هم که انجام داده‌اند (بر فرض درستی ادعای شما) کسانی هستند که با همراهی خودتان و برای تحقق همین شعارها در مصدر امور قرار گرفته‌اند. آنان از آسمان یا از آن طرف مرزها نیامده‌اند. حتی اگر هم از خارج آمده باشند، در زمینی که شما آماده کرده‌اید کشت شده‌اند و امروز محصول آن را درو می‌کنید. منتسب کردن فلان فرد یا گروه سیاسی به اختلاس بزرگ فعلی، همان نعل وارونه‌یی است که در سیاست می‌زنید.

هر کس که گذارش به بانک افتاده باشد، می‌داند که برای گرفتن چند میلیون یا چند ده میلیون تومان وام کوتاه‌مدت یک ساله با بهره‌های نجومی ۲۲ درصد، چندین برابر اصل وام باید وثیقه بگذارد و ماه‌ها دوندگی و خرج کند و در پایان هم معلوم نیست راه به جایی ببرد، پس چگونه می‌شود که در یک بانک دولتی، سه هزار میلیارد تومان بدون اطلاع مدیر‌عامل، هیات‌مدیره یا حتی بانک مرکزی به کسی وام داده شود؟ و به احتمال فراوان این همان وام‌های ۱۲ درصدی است که به نام کاهش نرخ بهره بانکی، از حلقوم پس‌انداز‌کنندگان کوچک درآورده و به جیب کلان‌سرمایه‌داران رانتی ریخته‌ شده است. جالب اینکه با این پول اختلاس شده، بانک تاسیس می‌کنند و احتمالا سود ۷۲ درصدی بهره اعتبارات پرداختی از سوی بانک خود را هم از همین مردم دریافت خواهند کرد!

اجازه دهید دوباره به مساله اصلی پرداخته شود. اگر کسی مفقود و کشته شود، حتما خانواده و نزدیکانی دارد که قضیه را پیگیری می‌کنند، اگر دزد به خانه کسی بزند، او پیگیر اموال مسروقه خود خواهد بود و این دزدی جایی ثبت می‌شود. ولی اگر کسی اموال عمومی را بطور مخفیانه چپاول کند، به همین دلیل است که با وجود قیمت‌های بالای صد دلار برای هر بشکه نفت، رشد اقتصادی کشور در حوالی صفر درجا می‌زند و فریاد بنگاه‌های تولیدی از کمبود نقدینگی و اعتبارات به آسمان رفته است، ولی در عین حال هر روز مثل قارچ، یک بانک تاسیس شده و هر روز نیز ده‌ها شعبه از این بانک‌ها در بهترین اماکن تجاری در حال راه‌اندازی هستند.

مساله اصلی این است که بیشترین شعار سیاسی انتخاباتی اصولگرایان، در اصلاح بانک‌ها و توزیع عادلانه اعتبارات و مبارزه با فساد متمرکز شده بود و اکنون نتیجه حاصل از پیگیری ۶ ساله این شعار، چنین است که می‌بینیم. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.

منبع: روزنامه اعتماد





داغ کن - کلوب دات کام

حفظ آبرو

تاریخ:پنجشنبه 17 شهریور 1390-10:27 | نویسنده :حرف حساب حرف حساب

زمانی‌ كه بچه بودیم، باغ انار بزرگی داشتیم 
تا جایی كه یادمه، اواخر شهریور بود، همه فامیل اونجا جمع بودن چونكه وقت جمع كردن انارها رسیده بود، 8-9 سالم بیشتر نبود، اون روز تعداد زیادی از كارگران بومی در باغ ما جمع شده بودن برای برداشت انار،  بعد از نهار بود كه تصمیم به بازی گرفتیم، من زیر یكی از این درختان قایم شده بودم كه دیدم یكی از كارگرای جوونتر، در حالی كه كیسه سنگینی پر از انار در دست داشت، نگاهی به اطرافش انداخت و وقتی كه مطمئن شد كه كسی اونجا نیست، شروع به كندن چاله ای كرد و بعد هم كیسه انارها رو اونجا گذاشت و دوباره این چاله رو با خاك پوشوند، دهاتی ها اون زمان وضعشون خیلی اسفناك بود و با همین چند تا انار دزدی، هم دلشون خوش بود! با خودم گفتم، انارهای مارو میدزی! صبر كن بلایی سرت بیارم كه دیگه از این غلطا نكنی، بدون اینكه خودمو به اون شخص نشون بدم به بازی كردن ادامه دادم، به هیچ كس هم چیزی در این مورد نگفتم! غروب كه همه كار گرها جمع شده بودن و میخواستن مزدشنو از بابا بگیرن، من هم اونجا بودم، نوبت رسید به كارگری كه انارها رو زیر خاك قایم كرده بود، پدر در حال دادن پول به این شخص بود كه من با غرور زیاد با صدای بلند گفتم: بابا من دیدم كه علی‌ اصغر، انارها رو دزدید و زیر خاك قایم كرد! جاشم میتونم به همه نشون بدم، این كارگر دزده و شما نباید بهش پول بدین!    پدر خدا بیامرز ما، هیچوقت در عمرش دستشو رو كسی بلند نكرده بود، برگشت به طرف من، نگاهی به من كرد، همه منتظر عكس العمل پدر بودن، بابا اومد پیشم و بدون اینكه حرفی بزنه، یه سیلی زد تو صورتم و گفت برو دهنتو آب بكش، من خودم به علی اصغر گفته بودم، انارها رو اونجا چال كنه، واسه زمستون! بعدشم رفت پیش علی اصغر، گفت شما ببخشش، بچس اشتباه كرد، پولشو بهش داد، 20 تومان هم گذاشت روش، گفت اینم بخاطر زحمت اضافت! من گریه كنان رفتم تو اطاق، دیگم بیرون نیومدم!
كارگرا كه رفتن، بابا اومد پیشم، صورتمو بوسید، گفت میخواستم ازت عذر خواهی كنم! اما این، تو زندگیت هیچوقت یادت نره كه هیچوقت با آبروی كسی بازی نكنی، علی اصغر كار بسیار ناشایستی كرده اما بردن آبروی مردی جلو فامیل و در و همسایه، از كار اونم زشت تره!
شب علی اصغر اومد سرشو انداخته پایین بود و واستاده بود پشت در، كیسه ای دستش بود گفت اینو بده به حاج آقا بگو از گناه من بگذره!
كیسه رو که بابام بازش كرد، دیدیم كیسه ای كه چال كرده بود توشه، به اضافه همه پولایی كه بابا بهش داده بود...





داغ کن - کلوب دات کام


  • تعداد صفحات :42
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  


Admin Logo
themebox Logo